السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

مقدمه 18

جذوات و مواقيت ( فارسى )

را نادرست مىپنداشتند . فارابى كه بحقّ وى را « مؤسّس فلسفهء اسلامى » ناميده‌اند ، از نخستين كسانى بود كه تلاش نمود تا هماوايى عقل و دين ، و حكمت و شريعت را اثبات نمايد . حركتى كه از سوى او آغاز شد ، توسّط حكما و عرفايى چون : شيخ الرئيس بو على سينا در نظام تنومند فلسفى سينوى - كه تكامل يافتهء فلسفهء مشّاء بود - و شيخ شهاب الدين سهروردى از طلايه‌داران انديشه‌هاى اشراقى و مبدعان حكمت اشراق تداوم يافت . امّا هر يك از اين نظامهاى فلسفى تنها جلوه‌هايى از حقيقت را ترسيم كردند و در حدّ قابليتهاى خود به تفسير هستى دست‌يازيده و در رفع تعارض عقل و دين بتمامه توفيق نيافتند . مير داماد مشهور به معلّم سوّم ، از حكماى نامدار عصر صفوى ، استاد صدر المتألّهين شيرازى ، دشوارنويس‌ترين فيلسوف مسلمان با آراى ابداعى ، ابتكارى و نادر ، فارابى را شريك خود در تعليم و تصحيح فلسفه ، بو على را شريك خود در رياست حكماى اسلام و شيخ اشراق را شيخ اتباع رواقيون و اشراقيون مىدانست . او معتقد بود : هيچ يك از نظامهاى فلسفى پيشين ، كامل ، پخته و مستوى نيست . از اين رو كوشيد تا نظام فلسفى جديدى را پىريزد كه بر برجستگيها و ويژگيهاى مثبت نظامهاى فلسفى مشّاء و اشراق مبتنى باشد و با آموزه‌هاى شيعى در هم آميخته . وى با الهام از حديث شريف « الإيمان يمانى و الحكمة يمانية » « 1 » نظام فلسفى خويش را حكمت يمانى ناميد . در پرتوى فلسفهء اين حكيم فرزانه ، تلاشهاى عقلانى حكماى مسلمان به اوج خود رسيد و با به ثمر رسيدن حكمت متعاليهء صدرايى كه از رهاوردهاى ارزشمند حكمت يمانى بود ، هماوايى عقل و دين به زيباترين شكل تصوير و با محكم‌ترين براهين اثبات شد .

--> ( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 60 ، ص 232 .